السيد الخميني
164
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى )
10 . پانزده سال پيش بر اثر ناراحتىها و امراض روحى و خانوادگى كه به مرض روحى دچار شدم ، دست به خودكشى زدم اما خداى بزرگ مرا از مرگ نجات داد ولى فلج و زمينگير شدم . افراد خانوادهام يعنى مادرم به واسطهء پيرى ، هميشه به من غر مىزند ، نفرينم مىكند ، بد و بيراه نثار من و خدا و پير و پيغمبر مىكند . برادر مادرىام نيز علاوه بر اينكه اهل قمار و مشروبخوارى بوده ، مردى فاسد و خلاصه خيلى عيبها داشته و دارد ؛ كفر و چرند زياد مىگويد ؛ خيلى بداخلاق و فتنهانگيز است ؛ پيوسته دعوا راه مىاندازد ؛ كتك مىزند و خيلى عيوب ديگر . و من در كودكى پس از يتيم شدن ، زير دست اين برادر و اين مادر افتادم و تا مدت ده - يازده سال سختىها را ، نگرانىها را ، كتكها را ، ناراحتىها را تحمل كردم اما به مرض روحى دچار شده ، از زندگى بيزار گشته ، دست به خودكشى زدم - مىدانم خودكشى عمل زشتى است اما ناچار بودهام - ولى امروز با اينكه پانزده سال است وضعم بدتر از گذشته است ؛ مادر همان مادر است ، برادر همان برادر و برادر ناچيز كارش در مورد من اين است كه خرجى گاهى مىدهد گاهى هيچ نمىدهد ، جلو كمك ديگران را هم مىگيرد ، نمىگذارد كسى به عيادتم بيايد ، از مادرم بيزار است كه چرا از من پرستارى مىكند و نمىگذارد من بميرم . مادرم نيز بر اثر خستگى خيلى مرا غيظ و تعرض مىكند و نفرينم مىكند اما من تا آنجا كه مىتوانم همه را حوصله مىكنم و صبر و شكيبايى مىنمايم و نه تنها دوباره خودكشى نمىكنم ( زيرا مادرم مىگويد : خودكشى كن . برادرم مىگويد : جلو همه را مىگيرم ، غذا نمىدهم تا دق كند و بميرد ) بلكه بر خودكشى گذشته نيز سخت پشيمانم و ناراحتى شديدى نسبت به عذاب آخرت دارم . آيا ممكن است سختىها را كه تحمل مىكنم جبران خودكشى گذشته را بنمايد ؟ آن خودكشى كه منجر به فلج شدنم شده چه حكمى دارد ؟ حد شرعى آن را بفرماييد . تكليف من در جبران آنها چيست تا خود را از اين گناه عظيم پاك نمايم ؟ آيا خودكشى كردن كه از مرگ نجات پيدا كند با خودكشى كه به مرگ منجر شود گناهش يكسان است ؟ و آيا جزء قتل نفس محسوب مىشود ؟ بسمه تعالى ، خودكشى حرام است نه مقدمات آن ، و نسبت به گذشته توبه نماييد ، خداوند قبول مىفرمايد . 11 . در يك روز ماه رمضان كه روزه بودم به سكسكهء شديدى افتادم . اگر چند قطرهاى آب مىنوشيدم سكسكهام بر طرف مىشد ولى من براى اينكه روزهام باطل نشود ، آب ننوشيدم و تا افطار سكسكه مىكردم به طورى كه خيلى مرا ناراحت كرده بود ، اما اعتنا نكردم ؛ آيا روزهء آن روز من مقبول است يا